محمد ابراهيم جناتي
3
ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي )
مقدمه معناى واژههاى فقه و فقيه : فقه در لغت به معناى فهم است ، چنان كه در آيهء قرآن آمده است : * ( « ما نَفْقَه كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ » ) * ( 1 ) ، يعنى بسيارى از آن چه مىگويى نمىفهميم و درك نمىكنيم . و همين واژه در اصطلاح فقهاء به معنى آشنايى با احكام فرعى شرعى است كه از راه ادلهء تفصيلى آن يعنى قرآن ، سنت ، اجماع و عقل به دست مىآيد . در مورد آغاز پيدايش اين عنوان و اصطلاح بعدا بحث خواهد شد - ان شاء الله - . كلمهء فقيه امروزه بر فردى اطلاق مىشود كه داراى قدرت استنباط احكام فرعى شرعى از راه ادلهء تفصيلى آن باشد . قدمت اين كلمات : كلمه فقه به معناى عام آن كه شامل اصول اعتقادى و اخلاقى و اجتماعى و حقوقى و قضايى و فروع عملى مىشود و نيز كلمهء فقيه مستحدث نيستند و به تازگى مورد كاربرد قرار نگرفته ؛ بلكه از ابتداى ظهور اسلام رواج داشتهاند . بنا بر اين ، اين پندار برخى از مستشرقين كه مسلمانها اين واژهها را از قوانين فقه رومى اتخاذ كردهاند بىپايه و اساس است ، زيرا اين كلمات در قرآن كريم و حديث شريف وارد شده است ، از جمله : خداوند متعال در قرآن مىفرمايد : * ( « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ » ) * ( 2 ) يعنى پس چرا از ميان هر فرقه از آنان ، گروهى هجرت نمىكنند تا در مسائل دينى آگاهى بيابند .
--> ( 1 ) سوره هود ، آيه 91 . ( 2 ) سوره توبه ، آيه 122 .